اَلا وَ اِنَّ الْخَطایا خَیْلٌ شُمُسٌ، حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ خُلِعَتْ لُجُمُها، فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِى النّارِ. اَلا وَ اِنَّ التَّقْوى مَطایا ذُلُلٌ، حُمِلَ عَلَیْها اَهْلُها، وَ اُعْطُوا اَزِمَّتَها، فَاَوْرَدَتْهُمُ الْجَنَّةَ؛
نهج البلاغه، خطبه 16.
تشبیه فوق براى بیان عاقبت تقوى و بى تقوایى، بهترین تشبیهى است که مى توان بیان کرد. حقیقتاً بى تقوایى همانند اسب افسارگسیخته اى مى باشد که اختیار را از سوارش سلب مى کند; زیرا یک گناه منشأ چندین گناه دیگر مى شود و تا آن جا پیش مى رود که جایى براى گناهکار جز جهنّم باقى نمى ماند!
داستان جوانى که در عالَم رؤیا شیطان را خواب مى بیند که از او مى خواهد یکى از سه کار را انجام دهد: «یا پدرش را بکشد، یا خواهرش را کتک بزند، و یا شراب بنوشد» شاهد خوبى براى این ادّعاست. جوان شراب را انتخاب مى نماید، تا خود را از قتل پدر و ایذاء خواهر حفظ کند، امّا هنگامى که جام شراب را سر مى کشد، عقلش زایل مى شود و از حالت طبیعى خارج مى گردد. سپس، هم پدر را به قتل مى رساند و هم سر و سینه خواهرش را مى شکند!(1)
حقیقتاً گناهان این گونه اند، گناه همانند باتلاقى است که گناهکار را به تدریج در کام خود فرو مى برد، تا آن جا که ناگهان خود را غرق در باتلاق مى بیند و دیگر نمى تواند کارى انجام دهد، مگر این که لطف الهى شاملش گردد.
گناه نه تنها آخرت انسان، بلکه دنیاى آدمى را نیز خراب مى کند. بنابراین، گناه نه مرکب مناسبى نه براى جهان آخرت و نه براى دنیا مى باشد. بدین جهت به ما دستور داده شده که هر روز نفس خود را محاسبه کنیم، تا اگر خداى ناکرده بر این مرکب چموش سوار شده ایم، قبل از این که سرعت گیرد و از کنترل خارج شود خود را نجات دهیم.
بارالها! ما ضعیف هستیم و راه طولانى و پرسنگلاخى در پیش داریم که جز با لطف و امداد و عنایت تو پیمودنى نیست، پروردگارا خودت ما را در طىّ این مسیر رهبر باش!
پی نوشت:
1. شیطان دشمن دیرینه انسان، صفحه 190.
منبع: 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، آیت الله العظمى مکارم شیرازى دام ظله، تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى، قم: انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام،
آمادگی داشتن برای مرگ
امام علی علیه السلام فرمودند:
اِسْتَعِدُّوا لِلْمَوْتِ فَقَدْ اَظَلَّکُمْ، وَ کُونُوا قَوْماً صیحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا، وَ عَلِمُوا اَنَّ الدُّنْیا لَیْسَتْ لَهُمْ بِدار فَاسْتَبْدَلُوا؛
همواره مهیّاى مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است، و همانند قومى باشید که آن ها را بانگ زده اند و بیدار شده اند و دانستند که دنیا سراى جاویدان نیست، بدین جهت آن را با جهان آخرت مبادله کردند.
نهج البلاغه خطبه 64.
شرح حدیث:
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در این سه جمله پرمعنى پایان زندگى بشر را ترسیم نموده، و ضمن بیان حقیقت و ماهیّت دنیا و در کمین بودن خطر بزرگى به نام «مرگ»، هشدارهایى براى بیدارى و هدایت انسان ها مى دهد.
تعبیر به «فَقَدْ اَظَلَّکُمْ» در جایى گفته مى شود که وقوع حادثه اى بسیار نزدیک باشد و فاصله تا انجام آن بسیار کم باشد. اگر گفته شود فلان درخت بر شما سایه انداخته و شما در سایه آن در حال استراحت هستید، یعنى فاصله شما با آن درخت بسیار کم است. در مورد این جمله سه سؤال مطرح است:
سؤال اوّل: این سایه کنایه از چیست؟
پاسخ: مى تواند اشاره به امور زیادى باشد; از جمله حوادثى که در زندگى انسان رخ مى دهد؛ بیمارى هاى گوناگون، مرگ هاى ناگهانى، سکته ها، زلزله ها، تصادفات و مانند آن.
سؤال دوم: حال که مرگ اینقدر نزدیک است و باید آماده بود، آمادگى به چه حاصل مى شود؟
پاسخ: باید با توبه، خودسازى، أداى دیون و حقوق مردم، انجام اعمال صالح، کمک به مردم، همواره به یاد خدا بودن، و امورى همانند آن، خود را آماده مرگ کنیم.
سؤال سوم: مخاطب کلام حضرت چه کسانى هستند؟
پاسخ: آنچه از جمله «فَقَدْ اَظَلَّکُمْ» استفاده مى شود این است که مخاطب حضرت همه مردم هستند و مرگ سایه اش را بر سر همه مردم انداخته است.
شاید کثرت مرگ هاى ناگهانى در این عصر و زمان از یک نظر از ألطاف الهى باشد! بدین معنى که چون اسباب هوى و هوس نسبت به گذشته بسیار فراوان گشته و انسان ها از مرگ غافل شده اند، مرگ هاى ناگهانى آن ها را از این غفلت هوشیار مى سازد.
«وَ کُونُوا قَوْماً صیحَ بِهِمْ فَانْتَبَهُوا» این جمله اشاره به جمعیّت و کاروانى است که شب هنگام به خواب رفته اند، ناگهان رییس کاروان بانک بیدار باش مى زند و فرمان حرکت صادر مى کند، کاروانیان از خواب برمى خیزند، به اطراف خویش مى نگرند، آن جا را منزلگاه سفر مى یابند، نه جاى ماندن! دنیا و انسان ها بسان این کاروان و منزلگاه آن است.
چه کسى بر کاروان هاى انسانى صیحه مى زند؟ حضرت فرمود: «کَفى بِالْمَوْتِ واعِظاً; اگر واعظ و موعظه کننده مى خواهید، مرگ بهترین موعظه کننده است»(1). مرگ با زبان بى زبانى چه مى گوید؟ مرگ خاموشى است، امّا یک دنیا خروش دارد! بنابراین مرگ و میرها، قبرستان ها، بیمارى ها، حوادث مختلف، همه این امور، بانک بیدار باش و فرمان حرکت را سر مى دهند، امّا افسوس که گوش شنوایى نیست!
«وَ عَلِمُوا اَنَّ الدُّنْیا لَیْسَتْ لَهُمْ بِدار فَاسْتَبْدَلُوا» حال که از خواب غفلت بیدار شدید و فهمیدید که دنیا بسان مسافرخانه است و جاى ماندن نیست، دنیاى خود را به آخرت تبدیل کنید. دیگر توقّف نکنید و با تهیّه زاد و توشه کافى به همراه کاروان به حرکت ادامه دهید.
آنچه قطعى و روشن است و هیچ شک و شبهه اى در آن نیست، این که همه ما را همراه این کاروان مى ببرند و سرانجام همه کاروانیان بدون شک مرگ است. پس چه خوب که از خواب غفلت برخیزیم و زاد و توشه مناسبى براى این سفر تهیّه کنیم.
پی نوشت:
1. بحار الانوار، جلد 6، صفحه 132. این روایت در بحار الانوار، جلد 64، صفحه 29، و جلد 71، صفحه 264، و جلد 73، صفحه 342، و جلد 77، صفحه 137، و 388 نیز آمده است.
منبع: 110 سرمشق از سخنان حضرت على علیه السلام، آیت الله العظمى مکارم شیرازى دام ظله، تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادى، قم: انتشارات مدرسه امام علی بن ابیطالب علیه السلام، 1384.