بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)
اول صفر به روایتی،
ورود اسرای کربلا به سرزمین شام
پس از آن که امام حسین(ع) و یاران باوفای آن حضرت در صحرای کربلا به دست لشکریان
سفاک عمر بن سعد به شهادت رسیدند، خانواده آنان به اسارت درآمده و در روز یازدهم
محرم آنان را از کربلا به کوفه و سپس شام منتقل کردند.
عبیدالله بن زیاد که استاندار کوفه و بصره و عامل یزید بن معاویه در عراق و
فتنه گر اصلى واقعه کربلا و از دشمنان سرسخت اهلبیت(ع) بود، دستور داد اسیران را
با همان حالت اسارت و در پوشش نامناسب وارد مجلس کنند تا به خیال خود خدشه ای به
جایگاه والای اهل بیت وارد کند .
پس از چند روز اقامت اسیران در کوفه آنان را روانه شام کردند تا در مجلس یزید بن
معاویه حاضر کنند.
کاروان اسرا هنگام حرکت به سوى شام از شهرها و روستاهای بسیاری عبور کردند و در
بسیارى از این مناطق مردم به محض باخبر شدن از شهادت امام حسین(ع) و اسارت خانواده
آن حضرت سوگوارى و قاتلان آن حضرت را لعنت می کردند.
اول ماه صفر سال 61 هجرى قمرى، اسیران و سرهاى شهیدان واقعه کربلا وارد شام، مقر
حکومت یزید بن معاویه شدند.
مدتى که اسیران در شام اقامت داشتند رویدادهاى گوناگونى براى آنان به وقوع پیوست که
از همه مهمتر درگذشت دختر خردسال امام حسین(ع) در خرابه شام، مناظره حضرت زینب(س) و
دیگر افراد خانواده سیدالشهدا با یزید و خطبه به یادماندنى امام سجاد(ع) در حضور
یزید، درباریان و اهالى دمشق در مسجد اموى بود.
این افشاگریها و مبارزههاى پنهان و آشکار اهلبیت در حالت اسیرى، یزید را نزد
مسلمانان بی مقدار و بی اعتبار کرد و پس از مدتى، وضعیت شام را بر ضد یزید و به
هوادارى از امام حسین(ع) تغییر داد.
یزید ناچار شد به جرم و جنایت خود و سپاهیان و عاملان جنایت پیشه اعتراف کرده، از
امام زین العابدین(ع) عذرخواهى و پس از مدتى آنان را آزاد و با احترام و عزت به
مدینه منوره عودت دهد.
الارشاد (شیخ مفید)، منتهى الآمال (شیخ
عباس قمی)، زندگانى چهارده معصوم (ع) ترجمه اعلام الورى و لهوف سید بن طاووس
****************
هفت مصیبتِ شام از زبان امام سجادعلیه
السلام
از امام سجاد علیه السلام پرسیدند:
سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟
در پاسخ سه بار فرمودند: الشّام، الشّام، الشّام...
امان از شام !
در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما
وارد نشده بود:
ستمگران در شام اطراف ما را باشمشیرها احاطه کردند و بر ما حمله مینمودند و در
میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل میزدند.
سرهای شهداء را در میان هودجهای زنهای ما قرار دادند. سر پدرم و سر عمویم
عباس(علیه السلام) را در برابر چشم عمههایم زینب و ام کلثوم(علیها سلام) نگه
داشتند و سر برادرم علی اکبر و پسر عمویم قاسم(علیه السلام) را در برابر چشمان
خواهرانم سکینه و فاطمه میآوردند و با سرها بازی میکردند، و گاهی سرها به زمین
میافتاد و زیر سم سُتوران قرار میگرفت.
زنهای شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامهام افتاد
و چون دستهایم را به گردنم بسته بودند نتوانستم آن را خاموش کنم. عمامهام سوخت و
آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزاند.
از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز ما را در برابر تماشای
مردم در کوچه و بازار گردش دادند و میگفتند: «ای مردم! بکُشید اینها را که در
اسلام هیچ گونه احترامی ندارند؟!»
ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را در خانه یهود و نصاری عبور دادند و به
آن ها میگفتند: اینها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را (در خیبر و
خندق و ...) کشتند و خانههای آنها را ویران کردند. امروز شما انتقام آنها را از
اینها بگیرید.
ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جای غلام و کنیز بفروشند ولی
خداوند این موضوع را برای آن ها مقدور نساخت.
ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت و روزها از گرما و شبها از سرما، آرامش
نداشتیم و از تشنگی و گرسنگی و خوف کشته شدن، همواره در وحشت و اضطراب به سر
میبردیم...
صلی الله علیک یا سیدالساجدین، الامام العارفین، زین العابدین...
برگرفته از: تذکرة الشهداء ملاحبیب کاشان
منبع ادامه مطلب ...:
***************
هرگونه تبلیغ در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد
استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام
الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنهای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه
شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
اللهوف فی قتلی الطفوف-ص۸۲ و۹۱و۱۰۱
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا صدیقه الشهیده (سلام الله علیها)
السلام علیک یا جواد الائمه علیه السلام
پیامبر صلى لله علیه و آله :
اَلْعِلمُ إمامُ الْعَمَلِ وَالْعَمَلُ تابِعُهُ یُلهَمُ بِهِ السُّعَداءُ وَ
یُحْرَمُهُ الأْشقیاءُ؛
دانش پیشواى عمل و عمل پیرو آن است. به خوشبختان دانش الهام مىشود و بدبختان از آن
محرومند.
(امالى طوسى، ص 488)
الصّادق (علیه السلام)- إِذَا کَانَ یَوْمُ
الْقِیَامَهًِْ یُقْبِلُ قَوْمٌ عَلَی نَجَائِبَ مِنْ نُورٍ یُنَادُونَ بِأَعْلَی
أَصْوَاتِهِمْ الْحَمْدُ للهِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَ أَوْرَثَنَا الْأَرْضَ
نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشاءُ قَالَ: فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ هَذِهِ
زُمْرَهًُْ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ
عَزَّوَجَلَّ هَؤُلَاءِ شِیعَهًُْ عَلِیِّبْنِأَبِیطَالِبٍ (علیه السلام) فَهُمْ
صَفْوَتِی مِنْ عِبَادِی وَ خِیَرَتِی مِنْ بَرِیَّتِی فَتَقُولُ الْخَلَائِقُ
إِلَهَنَا وَ سَیِّدَنَا بِمَا نَالُوا هَذِهِ الدَّرَجَهًَْ فَإِذَا النِّدَاءُ
مِنَ اللَّهِ بِتَخَتُّمِهِمْ فِی الْیَمِینِ وَ صَلَاتِهِمْ إِحْدَی وَ خَمْسِینَ
وَ إِطْعَامِهِمُ الْمِسْکِینَ وَ تَعْفِیرِهِمُ الْجَبِینَ وَ جَهْرِهِمْ {بِ}
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.
امام صادق (علیه السلام) روز قیامت که میشود گروهی از مردم بر شترانی نورانی وارد
میشوند و با صدای رسایشان فریاد میزنند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که
بهوعدهی خویش دربارهی ما وفا کرد و زمین [بهشت] را میراث ما قرار داد که هرجا را
بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم. (زمر/۷۴)». دیگران [با دیدن آنها] میگویند:
«ایشان جماعت پیامبرانند»! در این هنگام ندایی از طرف خداوند عزّوجلّ به گوش
میرسد: «اینان شیعیان علیّبنابیطالب (علیه السلام) میباشند که بندگان برگزیده
و آفریدگان نیک من هستند». میگویند: «ای معبود و مولای ما! چگونه ایشان به این
مقام و منزلت رسیدهاند»؟ ندای الهی در جواب میگوید: «بهواسطهی انگشتر [عقیق] در
دست راست کردن و بهجاآوردن پنجاهویک رکعت نماز [هفده رکعت نمازهای واجب و
سیوچهار رکعت نمازهای نافله] و غذا دادن به فقیران و پیشانی بر خاک مالیدن [در حال
سجده] و با صدای بلند گفتن بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ».
تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۳۸ بحارالأنوار، ج۸۲، ص۷۹/ أعلام الدین، ص۴۴۷؛
بتفاوت لفظی
زیارت امام رضا(علیه السلام) در آیینه روایات ...
*******
امام جواد علیه السلام فرمودند:
عِزُّ المُؤمِنِ فی غِناهُ عَنِ النّاسِ.
عزّت مؤمن، در بی نیازی او از مردم است.
اعلام الدّین، ص 309
شرح حدیث:
آنچه انسان را برده و فرومایه می سازد، «طمع» است.
عده ای همیشه چشم به دست دیگران دوخته اند و طمع دارند. این از «حقارت نفس» و
فرومایگی و بی شخصیتی سرچشمه می گیرد و در عرصه های دیگر هم آنان را پست و زبون می
سازد.
مؤمن باید عزیز باشد.
زندگی عزّتمندانه، درسی است که اولیای دین به ما داده اند.
بالاترین درس عزّت را در حیات و قیام و شهادت حسین بن علی علیه السلام و یارانش می
بینیم، که حاضر شدند جان عزیزشان را نثار کنند، ولی عزت و آقایی خود را از دست
ندهند و زیر فرمان فرومایگان، ذلیلانه زندگی نکنند.
غیر از عزّت در بُعد اجتماعی و سیاسی، عزّت مالی و اقتصادی هم یک ارزش است.
باید ریشه ی طمع و حرص را کند، تا آزاد زیست.
باید از ثروت و مکنت و دارایی دیگران دیده فرو بست، تا به عزّت رسید.
در حدیثی آمده است: چه زشت است که مؤمن، خواسته و رغبتی داشته باشد که او را ذلیل و
خوار سازد.
و این یک حقیقت است.
طمع، انسان را دنباله رو و مطیع و ذلیل این و آن می کند. برعکس، احساس بی نیازی از
مردم و مناعت طبع و بلند نظری و بی توقّعی، عزّت و شکوه می آورد.
بسیاری هستند که در پی لقمه ی نانی، دنبال این و آن می افتند؛ یا برای رسیدن به
مال و ثروتی، پیش دیگران حقیر و کوچک می شوند.
ولی... مؤمن حق ندارد خود را خوار و ذلیل سازد.
منبع: حکمت های تقوی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از امام جواد علیه السلام)، جواد
محدثی، انتشارات آستان قدس رضوی، چاپ اول (1391)
صلوات بر امام جواد(ع)
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَىٰ عَلَمِ التُّقىٰ، وَنُورِ الْهُدَىٰ، وَمَعْدِنِ الْوَفاءِ، وَفَرْعِ الْأَزْکِیاءِ، وَخَلِیفَةِ الْأَوْصِیاءِ، وَأَمِینِکَ عَلَىٰ وَحْیِکَ . اللّٰهُمَّ فَکَما هَدَیْتَ بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَاسْتَنْقَذْتَ بِهِ مِنَ الْحَیْرَةِ، وَأَرْشَدْتَ بِهِ مَنِ اهْتَدىٰ، وَزَکَّیْتَ بِهِ مَنْ تَزَکَّىٰ، فَصَلِّ عَلَیْهِ أَفْضَلَ مَا صَلَّیْتَ عَلَىٰ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیائِکَ، وَبَقِیَّةِ أَوْصِیائِکَ، إِنَّکَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ.
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی بن موسی، نشانه تقوا و نور هدایت و معدن وفا و نژاد پاکان و جانشین اوصیا و امین تو بر وحی. خدایا چنانکه به وسیله او مردم را از گمراهی به عرصه هدایت آوردی و از سرگردانی رهایی بخشیدی و به وجود او راهنمایی کردی هرکه را که هدایت یافت و تربیت نمودی هرکه را که تربیت شد، پس بر او درود فرست، برترین درودی که بر یکی از اولیایت و باقیمانده اوصیایت فرستادی، به درستی که تو توانمند و فرزانهای.

امام جواد (علیهالسلام) / کاظمین / حضرت جواد/ جوادالائمه/ امام محمد تقی ...
*******
*******
*******
*******
وصیت نامه شهید مدافع حرم شهید محمد کامران:
با سلام و صلوات به ساحت مطهر حضرت ولیعصر(عج) و نایب برحقش
امام خامنهای و امام خمینی(ره) و شهدای گرانقدری که با خونهای ریخته شده خود در
راه اسلام و حقانیت، راه روشن و هموار را به ما نشان دادهاند.
همیشه از خداوند خواستهام که مرا در پیدا کردن راه درست، (همان راهی که شیطان قسم
خورده که بندگانت را از این راه گمراه میکنم) کمک و راهنمایی کند و در این راه
ثابت قدم قرار دهد؛ خدا را شاکر هستم که مصداق آیهای که میفرماید: وَعَسَى أَنْ
تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ
شَرٌّ لَکُمْ (سوره بقره آیه ۲۱۶) شدهام.
خیلی وقتها شده است که چیزی را دوست داشتهام و از شر آن آگاه نبودهام و خداوند
آن را از بنده دور کرده است و خیلی وقتها هم شده است که چیزی را دوست نداشتهام و
از خیر آن آگاه نبودهام و خداوند رحمان آن را به حقیر رسانده است؛ خداوند رحمان را
شکر گذارم که همیشه صلاح مرا خواسته است.
خدایا دوست دارم به شکلی پیش شما بیایم که شما دوست دارید، خدایا از من بگذر و مرا
نزد امامانت در بهشت ساکت کن. خدا را شاکرم که مرا شیعه دوازده امامی خلق کرد و
شاکرم که سایه پدر و مادر را بر سرم قرار داد. خدا را شاکرم که رهبرم سید علی حفظه
الله است. خدا را شکر میکنم که خداوند قرآن را به ما هدیه کرد و مرا با این کتاب
راهنمایی کرد. خدایا مرا در روز قیامت سرافراز کن. خدایا مرا به فیض شهادت برسان که
از رفیقانم جانمانم.
اما پدر و مادر عزیز؛ از شما ممنونم که راه حسین(ع) را به من نشان دادید و مرا در
مجالس حسین(ع) بردهاید و مادرم مرا با اشک بر حسین(ع) شیرداده و سیراب کرده است.
پدر و مادرم؛ همسر عزیزم؛ برادران و خواهرم؛ هرچه از خداوند میخواهید فقط از باب
نماز اول وقت وارد شوید. همیشه برای همدیگر طلب دعای خیر کنید، زیرا دعا در حق
برادر و خواهر دینی زودتر به اجابت میرسد.
در پایان هم از تمامی همکاران و برادران و خواهران دینی خود درخواست دارم که نکند
مانند مردم کوفه پشت رهبری را خالی بگذارید و او را تنها بگذارید که گرگهای درنده
آماده این چنین موقعیتهایی هستند.
از تمامی کسانی که بنده را میشناسند درخواست حلالیت عاجزانه دارم و امیدوارم برایم
دعا کنند. از خواهرانم میخواهم که با حیای خود سرخی خونم را هدر ندهند و از
برادرانم نیز خواهانم که غیرت علوی خود را حفظ کنند و به دنیا نفروشند. بنده خونم و
شاهرگم را میدهم که تا مردم ایران و تمامی شیعیان و مسلمانان جهان در آرامش و
آسایش زندگی کنند و جانم را فدای امر و دستور امام خامنهای و سردار و سرلشگرم حاج
قاسم سلیمانی میکنم، انشاءالله خداوند حافظ مملکتم باشد.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
حقیر محمد کامران ۱۵/۹/۱۳۹۴
******
هرگونه تبلیغات در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد
استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام
الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه
شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم
* جبرئیل با گروهی از فرشتگان بر زمین فرود آمدند، در این بین به جزیره ای بر خوردند، در آن جزیره فرشته ای بنام " #فـطرس " بود، خداوند متعال او را برای انجام کاری مأمور کرده بود،ولی او در مأموریتش کوتاهی کرده و بدین وسیله ، بالش شکسته بود، و او را در آن جزیره انداخته بودند.
* او در آنجا مدت هفتصد سال به عبادت خدا مشغول بود، وقتی " فـطـرس " جبرئیل را دید گفت: کجا می روید؟ گفت: به حضور محمد صلی الله علیه و آله فطرس گفت: مرا هم با خود ببر شاید آن حضرت برای من دعا کند.
* جبرئیل پذیرفت ، او نیز به همراه جبرئیل به حضور پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شتافتند، وقتی شرفیاب حضور حضرتش شدند، جبرئیل جریان فـطـرس را به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله رساند.
* پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: قل له: یتمسح بهذا المولود جناحه. به او بگو: بالش را به گهواره آن مولود بمالد.
* فطرس بال خود را به گهواره امام حسین علیه السلام مالید و خداوند مهربان فوری بالش را به او برگردانید، آنگاه فطرس به همراه جبرئیل به سوی آسمان پرواز کرد، او در میان فرشتگان ، آزاد شده امام حسین علیه السلام نامیده شد.
* منبع:الخرائج ، ج ۱ ، ص ۲۵۲ ، ح ۶ بحارالانوار ، ج ۴۴ ، ص ۱۸۲ ، ح ۷ القطره ، ج ۲ ، ص ۴۹۵ ، ح ۱۱/۹۶۱
