بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
تفسیر آیات ۱۵۶ تا ۱۵۸ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۵۹ تا۱۶۰ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیه ۱۶۱ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۶۲ تا ۱۶۳ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیه ۱۶۴ سوره مبارکه آل عمران ...
آیه ۱۶۵ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۶۶ تا ۱۶۷ سوره مبارکه آل عمران ...
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (علیه السلام)
برطرف کردن گرفتارى مومن
امام حسین علیه السلام فرمودند:
مَنْ نَفّسَ کرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرّجَ اللّهُ عَنْهُ کرَبَ الدّنیا وَ الاخِرَةِ.
هر که گرفتارى مومنى را برطرف کند، خداوند گرفتاری هاى دنیا و آخرتش را برطرف مى کند.
بحار الانوار: ج ۷۵، ص ۱۲۲
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
پیوندها:
کانال طاووس الجَنَّه:
کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
https://raisi.ir/service/election
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
امام رضا (علیه السلام):خشم مومن
الْمُؤْمِنُ إِذَا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ مِنْ حَقٍّ مومن هرگاه خشمگین شود،خشمش او را از مسیر حق منحرف نمی سازد(بحارالانوار، ج75، ص352)
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
تفسیر آیات 134 تا 136 سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۳۷ تا ۱۳۸ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۳۹ تا ۱۴۳سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۴۴ تا ۱۴۵ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات 146 تا 148 سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۴۹ تا ۱۵۱ سوره مبارکه آل عمران
تفسیر آیات ۱۵۲ تا ۱۵۴ سوره مبارکه آل عمران
تفسیر آیه ۱۵۵ سوره مبارکه آل عمران
*****
امام خامنه ای:
یکسانی ظالم و سکوتکننده مقابل ظلم، نزد خداوند
امام حسین باید این حرکت را انجام میداد، تا نشان بدهد که دستور کار، در یک چنین شرایطی، برای مسلمان چیست. نسخه را به همهی مسلمانهای قرنهای بعدی نشان داد. یک نسخهای نوشت؛ منتها نسخهی حسینبنعلی، نسخهی لفاظی و حرافی و «دستور بده، خودت بنشین» نبود؛ نسخهی عملی بود. او خودش حرکت کرد و نشان داد که راه این است. ایشان از قول پیغمبر نقل میکند که آن وقتی که شما دیدید که اسلام کنار گذاشته شد؛ ظالمین بر مردم حکومت میکنند؛ دین خدا را تغییر میدهند؛ با فسق و فجور با مردم رفتار میکنند؛ آن کسی که در مقابل این وضع، نایستد و قیام نکند، «کان حقّا علی اللَّه ان یدخله مدخله»؛ خدای متعال با این آدم ساکت و بیتفاوت هم مثل همان کسی که «مستحلّ حرمات اللَّه»(بحارالأنوار) است، رفتار خواهد کرد. این نسخه است. قیام امام حسین این است. 1387/10/19
منبع ...:
پیوندها:
کانال طاووس الجَنَّه:
کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
https://raisi.ir/service/election
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
تفسیر آیات ۱۳۴ تا ۱۳۶
سوره مبارکه آل عمران
۱۳۴ الَّذینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ
وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ ۱۳۵ وَ الَّذینَ إِذا
فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا
لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى
ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ ۱۳۶ أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ
رَبِّهِمْ وَ جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ نِعْمَ
أَجْرُ الْعامِلینَ
ترجمه
۱۳۴ ـ همان ها که در توانگرى و تنگدستى، انفاق مى کنند; و خشم خود را فرو مى برند;
و از خطاى مردم در مى گذرند; و خدا نیکوکاران را دوست دارد. ۱۳۵ـ و آنها که وقتى
مرتکب عمل زشتى شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا مى افتند; و براى گناهان خود،
طلب آمرزش مى کنند ـ و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد؟ ـ و بر گناه، اصرار
نمىورزند، با این که مى دانند. ۱۳۶ ـ آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشت هائى
است که از زیر درختانش، نهرها جارى است; جاودانه در آن مى مانند; چه نیکو است پاداش
اهل عمل!
تفسیر
از آنجا که در آیه قبل وعده بهشت جاویدان به پرهیزگاران داده شد، در این آیه
پرهیزگاران را معرفى مى کند و پنج صفت از اوصاف عالى و انسانى آنها را ذکر مى
نماید: در مورد نخستین صفت مى فرماید: «آنها در همه حال انفاق مى کنند چه موقعى که
در راحتى و وسعتند و چه زمانى که در پریشانى و محرومیتند» ( الَّذینَ یُنْفِقُونَ
فِی السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ ). آنها با این عمل ثابت مى کنند روح کمک به دیگران و
نیکوکارى در جان آنها نفوذ کرده است و به همین دلیل، تحت هر شرائطى اقدام به این
کار مى کنند. روشن است: انفاق در حال وسعت به تنهائى نشانه نفوذ کامل صفت عالى
سخاوت در اعماق روح انسان نیست، اما آنها که در همه حال اقدام به کمک و بخشش مى
کنند، نشان مى دهند این صفت در آنها ریشه دار است. ممکن است گفته شود: انسان در حال
تنگدستى چگونه مى تواند انفاق کند؟ پاسخ این سؤال روشن است; زیرا: اولاً ـ افراد
تنگدست نیز به مقدار توانائى مى توانند در راه کمک به دیگران انفاق کنند. ثانیاً ـ
انفاق منحصر به مال و ثروت نیست بلکه هر گونه موهبت خدادادى را شامل مى شود، خواه
مال و ثروت باشد، یا علم و دانش، یا مواهب دیگر. و به این ترتیب، خداوند مى خواهد
روح گذشت، فداکارى و سخاوت را حتى در نفوس مستمندان جاى دهد تا از رذائل اخلاقى
فراوانى که از «بخل» سرچشمه مى گیرد بر کنار بمانند. آنها که انفاق هاى کوچک را در
راه خدا ناچیز مى انگارند براى این است که: هر یک از آنها را جداگانه مورد مطالعه
قرار مى دهند. و گر نه اگر همین کمک هاى جزئى را در کنار هم قرار دهیم و مثلاً اهل
یک مملکت، اعم از فقیر و غنى هر کدام مبلغ نا چیزى براى کمک به بندگان خدا انفاق
کنند و براى پیشبرد اهداف اجتماعى مصرف نمایند کارهاى بزرگى به وسیله آن مى توانند
انجام دهند. علاوه بر این، اثر معنوى و اخلاقى انفاق، بستگى به حجم انفاق و زیادى
آن ندارد و در هر حال عاید انفاق کننده مى شود. جالب توجه این که در اینجا نخستین
صفت برجسته پرهیزکاران «انفاق» ذکر شده; زیرا این آیات، نقطه مقابل صفاتى را که
درباره رباخواران و استثمارگران در آیات قبل ذکر شد، بیان مى کند. افزون بر آن
،گذشت از مال و ثروت، آن هم در حال خوشى و تنگدستى روشن ترین نشانه مقام تقوا است.
نسبت به دومین صفت مى فرماید: «آنها بر خشم خود مسلطند، خشم خود را فرو مى نشانند»
( وَ الْکاظِمینَ الْغَیْظَ ). «کَظْم» در لغت به معنى بستن سر مشکى است که از آب
پر شده باشد، و به طور کنایه در مورد کسانى که از خشم و غضب پر مى شوند، و از
اِعمال آن خوددارى مى نمایند به کار مى رود. «غَیْظ» به معنى شدت غضب ، حالت
برافروختگى و هیجان فوق العاده روحى است، که بعد از مشاهده ناملایمات به انسان دست
مى دهد.
حالت خشم و غضب از خطرناک ترین حالات است و اگر جلوى آن رها شود، در شکل یک نوع
جنون و دیوانگى و از دست دادن هر نوع کنترل اعصاب خودنمائى مى کند، و بسیارى از
جنایات و تصمیم هاى خطرناک که انسان یک عمر باید کفاره و جریمه آن را بپردازد در
چنین حالى انجام مى شود، و لذا در آیه فوق دومین صفت برجسته پرهیزکاران را فرو بردن
خشم معرفى کرده است. پیغمبر اکرم مى فرماید: مَنْ کَظَمَ غَیْظاً وَ هُوَ قادِرٌ
عَلى إِنْفاذِهِ مَلاَ َهُ اللّهُ أَمْناً وَ اِیْماناً: «آن کس که خشم خود را فرو
ببرد با این که قدرت بر اِعمال آن دارد، خداوند دل او را از آرامش و ایمان پر مى
کند» این حدیث، مى رساند فرو بردن خشم، اثر فوق العاده اى در تکامل معنوى انسان و
تقویت روح ایمان دارد. و در سومین توصیف مى فرماید: «آنها از خطاى مردم مى گذرند» (
وَ الْعافینَ عَنِ النّاسِ ). فرو بردن خشم، بسیار خوب است اما به تنهائى کافى
نیست; زیرا ممکن است کینه و عداوت را از قلب انسان ریشه کن نکند، در این حال براى
پایان دادن به حالت عداوت باید «کظم غیظ» توأم با «عفو و بخشش» گردد. لذا به دنبال
صفت عالى خویشتن دارى و فرو بردن خشم، مسأله عفو و گذشت را بیان نموده، البته منظور
گذشت و عفو از کسانى است که شایسته آنند نه دشمنان خون آشامى که گذشت و عفو باعث
جرأت و جسارت بیشتر آنها مى شود. و در چهارمین توصیف مى فرماید: «خداوند نیکوکاران
را دوست مى دارد» ( وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ ). یعنى اینها نیکوکارانند. در
اینجا اشاره به مرحله عالى تر از عفو شده که همچون یک سلسله مراتب تکاملى پشت سر هم
قرار گرفته اند و آن این است که: انسان نه تنها باید خشم خود را فرو برد و با عفو و
گذشت کینه را از دل خود بشوید، بلکه با نیکى کردن در برابر بدى (آنجا که شایسته
است) ریشه دشمنى را در دل طرف نیز بسوزاند و قلب او را نسبت به خویش مهربان گرداند،
به طورى که در آینده چنان صحنه اى تکرار نشود. به طور خلاصه نخست، دستور به خویشتن
دارى در برابر خشم، پس از آن دستور به شستنِ قلب خود، و سپس دستور به شستن قلبِ طرف
مى دهد. در حدیثى که در کتب شیعه و اهل تسنن در ذیل آیه فوق نقل شده چنین مى
خوانیم: یکى از کنیزان امام على بن الحسین(علیهما السلام) به هنگامى که آب روى دست
امام مى ریخت، ظرف آب از دستش افتاد و بدن امام را مجروح ساخت، امام(علیه السلام)از
روى خشم سر بلند کرد، کنیز بلافاصله گفت: خداوند در قرآن مى فرماید: «وَ
الْکاظِمِیْنَ الْغَیْظَ» . امام(علیه السلام) فرمود: خشم خود را فرو بردم. عرض
کرد: «وَ الْعافِیْنَ عَنِ النّاسِ». فرمود: تو را بخشیدم خدا تو را ببخشد. او
مجدداً گفت: «وَ اللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» . امام فرمود: تو را در راه خدا
آزاد کردم این حدیث شاهد زنده اى است بر این که سه مرحله مزبور هر کدام مرحله اى
عالى تر از مرحله قبل است.
پس از آن، در آیه بعد به پنجمین صفت از صفات پرهیزکاران اشاره کرده، مى گوید: «و
هنگامى که مرتکب عمل زشتى شوند یا به خود ستم کنند (هر چه زودتر) به یاد خدا مى
افتند و براى گناهان خود آمرزش مى طلبند» ( وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ ).
«فاحِشَة» از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال
منافى عفت ندارد; زیرا در اصل به معنى «تجاوز از حدّ» است که هر گناهى را شامل مى
شود. در آیه فوق اشاره به این صفت از صفات پرهیزکاران شده که آنها علاوه بر اوصاف
مثبت گذشته، اگر مرتکب گناهى شوند، به زودى به یاد خدا مى افتند و توبه مى کنند و
هیچ گاه اصرار بر گناه نمىورزند. از تعبیر این آیه چنین استفاده مى شود: انسان تا
به یاد خدا است، مرتکب گناه نمى شود، آن گاه مرتکب گناه مى شود که به کلى خدا را
فراموش کند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد. اما این فراموشکارى و غفلت در افراد
پرهیزگار دیرى نمى پاید، به زودى به یاد خدا مى افتند و گذشته را جبران مى کنند،
آنها احساس مى کنند هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را
از او بخواهند «کیست جز خدا که گناهان را ببخشد» ( وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ
إِلاَّ اللّهُ ). باید توجه داشت در آیه، علاوه بر عنوان فاحشه، ظلم بر خویشتن نیز
ذکر شده «أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» و فرق میان این دو ممکن است این باشد که
فاحشه اشاره به گناهان کبیره و ظلم بر خویشتن، اشاره به گناهان صغیره است. در پایان
آیه براى تأکید مى گوید: « آنها هرگز با علم و آگاهى بر گناه خویش اصرار نمىورزند و
گناه را تکرار نمى کنند» ( وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ
). در ذیل این آیه، از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود: اَلاْ ِصْرارُ
أَنْ یُذْنِبَ الذَّنْبَ فَلا یَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَ لایُحَدِّثُ نَفْسَهُ
بِالتَّوْبَةِ فَذلِکَ الإِصْرارُ : «اصرار بر گناه این است که: انسان گناهى کند و
دنبال آن استغفار ننماید و در فکر توبه نباشد، این است اصرار بر گناه» در کتاب
«امالى صدوق» از امام صادق(علیه السلام) حدیثى پر معنى نقل شده که خلاصه آن چنین
است: «هنگامى که آیه فوق نازل شد، و گناهکاران توبه کار را به آمرزش الهى نوید داد،
ابلیس سخت ناراحت شد، و تمام یاران خود را با صداى بلند به تشکیل انجمنى دعوت کرد،
آنها از وى علت این دعوت را پرسیدند، او از نزول این آیه اظهار نگرانى کرد. یکى از
یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به این گناه و آن گناه تأثیر این آیه را خنثى مى
کنم. ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت. دیگرى نیز پیشنهادى شبیه آن کرد که آن هم
پذیرفته نشد. در این میان شیطانى کهنه کار به نام «وسواس خنّاس»! گفت: من مشکل را
حل مى کنم!. ابلیس پرسید: از چه راه؟ گفت: فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها
آلوده به گناه مى کنم، و هنگامى که مرتکب گناهى شدند یاد خدا و بازگشت به سوى او را
از خاطر آنها مى برم. ابلیس گفت: راه همین است، و این مأموریت را تا پایان دنیا بر
عهده او گذاشت»! 4 روشن است: فراموشکارى نتیجه سهل انگارى و وسوسه هاى شیطانى است،
و تنها کسانى گرفتار آن مى شوند که خود را تسلیم او کنند، و به اصطلاح با وسواس
خناس همکارى نزدیک نمایند! ولى مردان بیدار و با ایمان کاملاً مراقبند که هر گاه
خطائى از آنها سرزد در نخستین فرصت، آثار آن را با آب توبه و استغفار از دل و جان
خود بشویند و دریچه هاى قلب خود را به روى شیطان و لشکر او ببندند که آنها از درهاى
بسته قلب وارد نمى شوند؟.
در آخرین آیه، پاداش پرهیزگارانى که صفات آنها در دو آیه گذشته آمده، توضیح داده
شده است، مى فرماید: «آنها پاداششان آمرزش پرودگار و بهشت هائى است که از زیر
درختانش نهرها جارى است، جاودانه در آن مى مانند» ( أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ
مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ خالِدینَ فیها ). آرى،
پاداش آنها آمرزش پروردگار و بهشتى است که نهرها از زیر درختان آن جارى است (و لحظه
اى آب از آنها قطع نمى شود) بهشتى که به طور جاودان در آن خواهند بود. در حقیقت در
اینجا نخست اشاره به مواهب معنوى و «مغفرت» و شستشوى دل و جان و تکامل روحانى شده،
سپس اشاره به مواهب مادى نموده، و در پایان مى گوید: «چه پاداش نیکى است براى آنها
که اهل عمل هستند» ( وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ ). نه افراد واداده و تنبل که
همیشه از تعهدات و مسئولیت هاى خویش مى گریزند.
منبع ...:
پیوندها:
کانال طاووس الجَنَّه:
کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
https://raisi.ir/service/election
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
تفسیر آیات ۱۲۳ تا ۱۲۹ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیات ۱۳۰ تا ۱۳۲ سوره مبارکه آل عمران ...
تفسیر آیه ۱۳۳ سوره مبارکه آل عمران
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
زیارت امام حسین علیه السلام
عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قالَ سَمِعتُ اَبا جَعفَرٍ وَ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ
(عَلَیهِمَا السَّلامُ) یَقولانِ اِنَّ اللَّهَ تَعالیٰ عَوَّضَ الحُسَینَ
(عَلَیهِ السَّلامُ) مِن قَتلِهِ اَن جَعَلَ الاِمامَةَ فی ذُرّیَّتِهِ وَ
الشِّفَاءَ فی تُربَتِهِ وَ اِجابَةَ الدُّعاءِ عِندَ قَبرِهِ وَ لا تُعَدُّ
اَیّامُ زائِریهِ جائِیاً وَ راجِعاً مِن عُمُرِه. قالَ مُحَمَّدُ بنُ مُسلِمٍ
فَقُلتُ لِاَبی عَبدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) هَذَا الجَلالُ یُنالُ
بِالحُسَینِ (عَلَیهِ السَّلامُ) فَما لَهُ فی نَفسِهِ فَقالَ اِنَّ اللَّهَ
تَعالیٰ اَلحَقَهُ بِالنَّبِیِّ (صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) فَکانَ مَعَهُ فی
دَرَجَتِهِ وَ مَنزِلَتِهِ ثُمَّ تَلا اَبو عَبدِ اللَّهِ (عَلَیهِ السَّلامُ) وَ
الَّذینَ آمَنوا وَ اتَّبَعَتهُم ذُرّیَّتُهُم بِایمانٍ اَلحَقنا بِهِم
ذُرّیَّتَهُم.
(امالی طوسی، ص۳۱۷؛ بحارالانوار، ج۴۴،ص۲۲۱)
عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ قالَ سَمِعتُ اَبا جَعفَرٍ وَ جَعفَرَ بنَ مُحَمَّدٍ
(عَلَیهِمَا السَّلام)
هم از این بزرگوار این را شنیده، هم از آن بزرگوار.
یَقولانِ اِنَّ اللَّهَ تَعالیٰ عَوَّضَ الحُسَینَ (عَلَیهِ السَّلامُ) مِن
قَتلِهِ اَن جَعَلَ الاِمامَةَ فی ذُرّیَّتِه
[امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) میفرمودند همانا خداوندِ متعال به حسین
(علیه السّلام) در برابر کشته شدنش پاداش داد که امامت در فرزندانش و شفا در خاکش و
اجابت دعا در نزد قبرش باشد و اینکه روزهایی که زائرینش [برای زیارت] میآیند و
میروند از عمرشان محسوب نمیگردد.]
شرح حدیثی از امام صادق(ع)، درباره زیارت امام حسین(ع) توسط امام خامنه ای
امام خامنه ای:
همهی مردم مسلمان در ایران و جامعهی اسلامی، باید نسبت به سرنوشت کشور و بازسازی
آن، احساس وظیفه کنند.
ارزشهای انقلابی و دستاوردهای انقلاب و فضای اسلامی جامعه، ناموس همهی آحاد مردم
ماست و از آن، غیرتمندانه و با کمال قدرت دفاع میکنیم و باید بکنیم.
به برکت هدایت امام و رهبر عظیمالشّأنمان از گذرگاههای بسیار خطرناکی گذشتهایم؛
با قوّت، با قدرت راه را ادامه میدهیم. 1368/07/28
منبع (ادامه مطلب ...):
http://qaem14.blog.ir/1400/04/22/ya zahra SALAMOLAH ALAYHA 59 ghadeer eaaaha esnnspsp
http://qaem14.blog.ir/1400/04/26/ya zahra SALAMOLAH ALAYHA 59 ghadeer shhikhdziha esnnspsp
پیوندها:
کانال طاووس الجَنَّه:
کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
https://raisi.ir/service/election
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهرا سلام الله علیها
الّلهُمَّ صَلِّ
عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
تفسیر آیه ۱۳۳ سوره
مبارکه آل عمران
۱۳۳ وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ
الأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقین
ترجمه
َ ۱۳۳ ـ و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان; و بهشتى که وسعت آن، آسمان
ها و زمین است; و براى پرهیزگاران آماده شده است.
تفسیر
به دنبال آیات گذشته که بدکاران را تهدید به مجازات آتش، و نیکوکاران را تشویق به
رحمت الهى مى کرد، در این آیه کوشش و تلاش نیکوکاران را تشبیه به یک مسابقه معنوى
کرده که هدف نهائى آن آمرزش الهى و نعمت هاى جاویدان بهشت است، مى فرماید: «براى
رسیدن به آمرزش پروردگارتان بر یکدیگر سبقت بگیرید» ( وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة
مِنْ رَبِّکُمْ ). «سارِعُوا» از «مسارعت» به معنى کوشش و تلاش دو یا چند نفر براى
پیشى گرفتن از یکدیگر در رسیدن به یک هدف است، که در کارهاى نیک، قابل ستایش، و در
کارهاى بد، نکوهیده است. در حقیقت قرآن در اینجا از یک نکته روانى استفاده کرده، و
آن این که انسان براى انجام دادن یک کار اگر تنها باشد معمولاً کار را بدون سرعت و
به طور عادى شروع و انجام مى دهد، ولى اگر جنبه مسابقه به خود بگیرد، آن هم مسابقه
اى که جائزه باارزشى براى آن تعیین شده، تمام نیرو و انرژى خود را به کار مى گیرد و
با سرعت هر چه بیشتر به سوى هدف پیش مى تازد. و اگر مى بینیم هدف این مسابقه در
درجه اول مغفرت قرار داده شده براى این است که رسیدن به هر مقام معنوى، بدون آمرزش
و شستشوى از گناه ممکن نیست، نخست باید خود را از گناه شست، سپس به مقام قرب
پروردگار گام نهاد!. دومین هدف این مسابقه معنوى، بهشت قرار داده شده، «بهشتى که
وسعت آن، پهنه آسمان ها و زمین است» ( وَ جَنَّة عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الأَرْضُ
). باید توجه داشت مراد از «عَرْض» در آیه فوق، اصطلاح هندسى آن در مقابل «طول»
نیست، بلکه به معنى لغوى آن یعنى «وسعت» مى باشد. در آیه 21 سوره «حدید» همین تعبیر
با تفاوت مختصرى دیده مى شود: سابِقُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّة
عَرْضُها کَعَرْضِ السَّماءِ وَ الأَرْض: «براى رسیدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتى
که پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمین اسست، به پیش تازید». در این آیه به جاى
«مسارعت» صریحاً کلمه «مسابقه» ذکر شده و «سماء» به صورت مفرد با الف و لام جنس
آمده که در اینجا معنى عموم مى دهد، و از «کاف تشبیه» استفاده شده است. به این معنى
که آیه مورد بحث، صریحاً مى گوید: «وسعت بهشت همان وسعت آسمان ها و زمین است» ولى
در سوره «حدید» مى گوید: «وسعت آن مانند وسعت آسمان و زمین مى باشد» و هر دو تعبیر
یک معنى را مى رساند. و در پایان آیه تصریح مى کند: «این بهشت، با آن عظمت، براى
پرهیزگاران آماده شده است» ( أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقینَ ). اکنون این سؤال پیش مى
آید: اولاً: آیا بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده و وجود خارجى دارند یا بعداً در
پرتو اعمال مردم ایجاد مى شوند؟ ثانیاً: اگر آنها آفریده شده اند جاى آنها کجا است؟
(با توجه به این که قرآن مى گوید وسعت بهشت به اندازه آسمان ها و زمین است).
اکثر دانشمندان اسلامى معتقدند: این دو هم اکنون وجود خارجى دارند و ظواهر آیات
قرآن نیز این نظر را تأیید مى کند، به عنوان نمونه: الف ـ در آیه مورد بحث و در
آیات فراوان دیگرى تعبیر به أُعِدَّتْ: «مهیا شده» یا تعبیرات دیگرى از همین ماده،
گاهى در مورد بهشت و گاهى درباره دوزخ، آمده است از این آیات استفاده مى شود بهشت و
دوزخ هم اکنون آماده شده اند اگر چه بر اثر اعمال نیک و بد انسان ها توسعه مى یابند
(دقت کنید). ب ـ در آیات مربوط به معراج در آیات 13 تا 15 سوره «و النجم» مى
خوانیم: وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى * عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى * عِنْدَها
جَنَّةُ الْمَأْوى: «بار دیگر پیامبر جبرئیل را نزد «سدرة المنتهى» در آنجا که بهشت
جاویدان قرار داشت مشاهده کرد». این تعبیر گواه دیگرى بر وجود فعلى بهشت است. ج ـ
در سوره «تکاثر» آیات 5 ، و 7 مى فرماید: کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ
* لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ: «اگر علم الیقین
داشتید * دوزخ را مشاهده مى کردید * سپس به عین الیقین آن را مى دیدید». در روایات
مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانه هاى روشنى بر این مسأله دیده مى شود
به دنبال بحث فوق این بحث پیش مى آید که اگر این دو هم اکنون موجودند در کجا هستند؟
پاسخ این سؤال را از دو راه مى توان داد: نخست این که: بهشت و دوزخ در باطن و درون
این جهانند. ما این آسمان و زمین و کرات مختلف را با چشم خود مى بینیم اما عوالمى
که در درون این جهان قرار دارند نمى بینیم و اگر دید و درک دیگرى داشتیم هم اکنون
مى توانستیم آنها را ببینیم. در این عالم موجودات بسیارى هستند که امواج آنها با
چشم ما قابل درک نیستند، آیه «کَلاّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِیْنِ
لَتَرَوُنَّ الْجَحِیْمِ» که در بالا اشاره شد نیز گواه این حقیقت است. از پاره اى
از احادیث نیز استفاده مى شود: بعضى از مردان خدا درک و دیدى در این جهان داشتند
که، بهشت و دوزخ را نیز با چشم حقیقت بین خود مى دیدند.
براى این موضوع مى توان مثالى ذکر کرد: فرض کنید فرستنده نیرومندى در یک نقطه زمین
وجود داشته باشد که به کمک ماهواره هاى فضائى امواج آن به سراسر زمین پخش شود و به
وسیله آن نغمه دل انگیز تلاوت قرآن با صدائى فوق العاده دلنشین و روحپرور در همه جا
پخش گردد. و در نقطه دیگرى از زمین فرستنده دیگرى با همان قدرت وجود داشته باشد که
صدائى فوق العاده گوش خراش و ناراحت کننده روى امواج دیگرى در همه جا پراکنده شود.
هنگامى که ما در یک مجلس عادى نشسته ایم، صداى گفتگوى اطرافیان خود را مى شنویم،
اما از آن دو دسته امواج «روح پرور» و «آزار دهنده» که در درون محیط ما است و همه
جا را پر کرده است هیچ خبرى نداریم. ولى اگر دستگاه گیرنده اى مى داشتیم که موج آن
با یکى از این دو فرستنده تطبیق مى کرد فوراً در برابر ما آشکار مى شدند، گر چه
دستگاه شنوائى ما در حال عادى از درک آنها عاجز است. این مثال گرچه از جهاتى رسا
نیست ولى براى مجسم ساختن چگونگى وجود بهشت و دوزخ در باطن این جهان مؤثر به نظر مى
رسد. دیگر این که: عالم آخرت و بهشت و دوزخ، محیط بر این عالم است، و به ـ اصطلاح
این جهان در شکم و درون آن جهان قرار گرفته، درست همانند عالم جنین که در درون عالم
دنیا است; زیرا مى دانیم عالم جنین براى خود عالم مستقلى است، اما جداى از این
عالمى که ما در آن هستیم نیست، بلکه در درون آن واقع شده است، عالم دنیا نیز نسبت
به عالم آخرت، همین حال را دارد، یعنى در درون آن قرار گرفته است. و اگر مى بینیم
قرآن مى گوید وسعت بهشت به اندازه وسعت آسمان ها و زمین است به خاطر آن است که
انسان چیزى وسیع تر از آسمان و زمین نمى شناسد تا مقیاس سنجش قرار داده شود. لذا
قرآن براى این که وسعت و عظمت بهشت را ترسیم کند آن را به پهنه آسمان ها و زمین
تشبیه کرده است، و چاره اى غیر از این نبوده، همان طور که اگر کودکى که در شکم مادر
قرار دارد عقل مى داشت و مى خواست یم با او سخن بگوئیم باید با منطقى صحبت کنیم که
براى او در آن محیط قابل درک باشد. از آنچه گفتیم پاسخ این سؤال نیز روشن شد که:
اگر وسعت بهشت به اندازه زمین و آسمان ها است پس دوزخ کجا است؟ زیرا طبق پاسخ اول
دوزخ نیز در درون همین جهان قرار گرفته و وجود آن در درون این جهان منافاتى با وجود
بهشت در درون آن ندارد (همان طور که در مثال امواج فرستنده صوتى ذکر شد). و اما طبق
پاسخ دوم که بهشت و دوزخ محیط بر این جهان باشند جواب باز هم روشن تر است; زیرا
دوزخ مى تواند محیط بر این جهان باشد و بهشت محیط بر آن، و از آن هم وسیع تر.
منبع ...:
پیوندها:
کانال طاووس الجَنَّه:
کانال شَرحِ سِرّ ( تماشاگه راز):
پایگاه اطلاعرسانی سید ابراهیم رئیسی:
https://raisi.ir/service/election
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم