بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
اَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا اَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّة
یا زهراء سلام الله علیها
*****************
خاطرات ﺷﻬﯿﺪ عباس صاﺣﺐﺍﻟﺰﻣﺎﻧﯽ
اومد گفت: میشه ساعت ۴ صبح بیدارم کنی
تا داروهام رو بخورم؟
ساعت ۴ صبح بیدارش کردم،
تشکر کرد و بلند شد از سنگر رفت بیرون.
بیست الی بیستوپنج دقیقه گذشت، اما نیومد. نگرانش شدم. رفتم دنبالش و دیدم یه قبر کنده و نمازشب میخونه و زار زار گریه میکنه.
بهش گفتم: مرد حسابی تو که منو نصفجون کردی، میخواستی نمازشب بخونی چرا به دروغ گفتی مریضم و میخوام داروهام رو بخورم؟
برگشت و گفت:
خدا شاهده من مریضم،
چشمای من مریضه،
دلم مریضه، من ۱۶ سالمه، چشام مریضه،
چون توی این ۱۶ سال امام زمان (عج) رو ندیده،
دلم مریضه بعد از ۱۶ سال هنوز نتونستم
با خدا خوب ارتباط برقرار کنم،
گوشام مریضه، هنوز نتونستم یه صدای الهی بشنوم.
*****************
* هرگونه تبلیغات در صورت انجام ارتباطی به این وبلاگ ندارد
* استفاده از کلیه مطالب با ذکر صلوات آزاد است
سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، هدیه به ساحت مقدس حضرت زهراء سلام الله علیها، ائمه اطهار علیهم السلام، امام خامنه ای حفظه الله تعالی و ارواح طیبه شهداء صلوات
الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم